تبليغاتX

شیدای سبزشهیدان


شیدای سبزشهیدان
كجائيد اي شهيدان خدايي
 

  دستنوشته شهيد سيد احمد پلارک  
دستنوشته شهيد سيد احمد پلارک
 

بسم ا... الرحمن الرحيم
ستايش خداي را که ما را به دين خود هدايت نمود

و اگر ما را هدايت نمي کردما هدايت نمي شديم

السلام عليک يا ثارا...

اي چراغ هدايت و کشتي نجات ، اي رهبر آزادگان ، اي آموزگار شهادت

بر حران اي که زنده کردي اسلام را با خونت

و با خون انصار و اصحاب باوفايت اي که اسلام را تا ابد پايدار و بيمه کرديد .

( يا حسين دخيلم )

آقا جانم وقتي که ما به جبهه مي رويم به اين نيت مي رويم که

انتقام آن سيلي که آن نامردان برروي مادر شيعيان زده

براي انتقام آن بازوي ورم کرده ميرويم

براي گرفتن انتقام آن سينه سوراخ شده مي رويم .

سخت است شنيدن اين مصيبتها

خدايا به ما نيرويي و تواني عنايت کن تا بتوانيم براي ياري دينت بکار ببنديم .

خدايا به ما توفيق اطاعت و فرمانبرداري به اين رهبر و انقلاب عنايت بفرما .

خدايا توفيق شناخت خودت آنطور که شهداء شناختند به ما عطا فرما

و شهداء را از ما راضي بفرما و ما را به آنها ملحق بفرما .

خدايا عملي ندارم که بخواهم به آن ببالم ، جز معصيت چيزي ندارم

و ا... اگر تو کمک نمي کردي و تو ياريم نمي کردي به اينجا نمي آمدم

و اگر تو ستارالعيوبي را بر مي داشتي ميدانم که هيچ کدام از مردم

پيش من نمي آمدند ، هيچ بلکه از من فرار مي کردند حتي پدر و مادرم .

خدايا به کرمت و مهربانيت ببخش آن گناهانيکه

مانع از رسيدن بنده به تو مي شود .

الهي العفو...

بر روي قبرم فقط و فقط بنويسيد ( امام دوستت دارم و التماس دعا دارم ) که ميدانم بر سر قبرم مي آيد . ظهر عاشورا 24/6/1365 سيد احمد پلارک

بسيجي شهيد سيد احمد پلارک فرزند عباس تاريخ ولادت – 7/2/1344 محل تولد – تهران تاريخ شهادت – 22/1/1366 محل شهادت – شلمچه متن نوشته شده بر روي سنگ مزار شهيد : اينجا پيکر پاک شهيد پلارک آرميده است رزمنده سلحشوري که مشتاقانه به ميدان نبرد شتافت و عاشقانه خون پاکش را تقديم معبودش نمود ... و فقير و خسته به درگاهت آمدم رحمي که جز ولاي تو نيست دست آويزي .

امام دوستت دارم

 تهران – گلزار شهداي بهشت زهرا ( س ) قطعه 26 رديف 32 شماره 22


http://sarafrazan.parsiblog.com/


لینک ثابت | نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388   ساعت 6:39   | توسط:   حاج مهدی | مطالب مرتبط

   
 
  «برادر، شلمچه کجا بودي؟؟؟»  
 

خدايا ببين که اسطوره هاي شهادت چگونه حيات را به بازي گرفته اند

مرگ به اسارتشان در آورده است سرمست عشقند ،

 عشق خدائي،

ببين که با پرتاب آيه آيه وجودشان در بستر جاري زمان چگونه حيات را تفسير ميکند.

 خدايا ، به درختها بگو که برگهايشان را فرو ريزند 

 به عقابها بگو که به سوگ يارانمان نشينند

 به پرنده گان بگو پرهايشان را بخون شهيدان رنگين کنند ،

خدايا ، باز هم به فرشتگانت بگو که خليفه گانت را در زمين ببينند،

بگو که دستهاي عباس(ع) بر پيکر من آويخته است،

 خدايا، ميداني که چه مي کشيم ، پنداري که چون شمع ذوب ميشويم ، آب ميشويم .

  خدايا نکند وارثان خون اين شهيدان در راهشان گام نزنند.

 خدايا ، نکند شيطانهاي کوچک با خون اينها"(شهيدان)" خان شوند ،

 نکند ثمره جنگ يارانمان به چنگ فرصت طلبها افتد،

 

 «برادر، شلمچه کجا بودي؟؟؟»

 

 نکند ميوه درخت فداکاري اينها را صاحبان رياکاري بچينند،

 


لینک ثابت | نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388   ساعت 8:14   | توسط:   حاج مهدی | مطالب مرتبط

   
 
  چرا نمي دانيم شيميائي چيست و زخم شيميايي چقدر دردناك است  

چفيه هاتان را به دست فراموشي سپرديم و وصيت نامه هايتان را نخوانده رها كرديم .

 پلاكهايتان را كه تا ديروز نشاني از شما بود امروز گمنام مانده است .

 كسي ديگر به سراغ سربندهايتان نمي رود 

 ديگر كسي نيست كه در وصف گلهاي لاله و شقایق شاعرانه ترين احساسش را بسرايد و بگويد :

 چرا آلاله آنقدر سرخ است

چرا كسي نپرسيد مزار حاج حسین بصیر كجاست

 و چرا شهيد محمدرضا در قبر خنديد

چرا وقتي كه گفتيم :

يك گردان كه همگي سربند يا حسين (ع ) بسته بودند شهيد شدند كسي تعجب نكرد

چرا وقتي گفتند :

 تني معبر عبور ديگران از ميدان مين شد شانه اي نلرزيد

چرا هيچ كس نپرسيد : به كدامين گناه هفتاد پاسدار را در شهر پاوه سربريدند

وقتي كه گفتيم بعد از پانزده سال پيكر شهيدي را سالم از زير خاك بيرون آوردند كسي تعجب نكرد

چرا كسي از حقوق آن كودكي كه در حلبچه شيميائي شد دفاع نكرد

ولي با نام حقوق بشر حق را پايمال كردند.

چرا نمي دانيم شيميائي چيست و زخم شيميايي چقدر دردناك است

شايد ما نيز از تاولهاي بدنشان مي ترسيم كه روزي بتركد و ما نيز شيميائي شويم .

 شايد اگر رنج آنها را مي ديديم درك مي كرديم كه چطور ميشود يك عمر با درد زيست

 نميدانم كه چرا كسي نپرسيد چگونه خدا خرمشهر را آزاد كرد !!

اي شهيدان ما بعد از شما هيچ نكرديم .

 آن نداي يا حسين (ع ) كه ما را به كربلا نزديك و نزديكتر مي كرد ديگر بگوش نمي رسد.

يادتان هست كه به دختران این کشور گفتيد سرخي خونمان را به سياهي چادرتان به امانت مي دهيم .

آیا دختران ما امانت دار خوبي بودند و خونتان را فرش راه رهگذران نکردند .

يادتان هست هنگامي كه گفتيد :

رفتيم تا آسماني شويم و شما بمانيد و بگوئيد كه بر ياران خميني (ره ) چه گذشت .

رفتيد ولي يادمان رفت كه حتي يادمانتان را در يك هفته برگزار كنيم .

جايتان خالي اينجا عده اي فرهنگ شهادت را خشونت طلبي مي نامند و شهيد را خشونت طلب

وقتي حكايت شما را گفتيم فقط پچ پچي سر دادند و رفتند تا صلح را در كتاب جنگ و صلح تولستوي جستجو كنند.

رفتند تا با نام شهيد كيسه بدوزند ولي نفهميدند كه چطور بسيجيان همپاي امامشان جام زهر را نوشيدند و چقدر سخت بود.

ديگر كسي نيست تا قلب رهبر امت را شاد كند.

 عده اي مصلحت ديدند كه مقابل توهين به اسلام و شهيد سكوت كنند ولي ما مصلحت خويش را در خون رقم زديم .

راست گفته اند :

 كه بهشت را به بها ميدهند نه به بهانه و ما عمري است كه بهانه بهشت را ميگيريم .

آري بسيجيان !! ميدانم كه از آن روزي كه تمام شهيدان را بدرقه كرديد و برگشتيد دلهايتان را در سنگرها جا گذاشتيد , ميدانم كه هنوز هم دلهايتان هواي خاكريزهاي جنوب را مي كند و مي دانم كه ديگر كسي از بسيج نمي گويد , ولي بدانيد كه تا شما هستيد ما مي توانيم از همت بشنويم و از خاطرات حسين خرازي لذت ببريم و پای صحبت مادر سه شهید محمدزاده بنشینیم , تا شما هستيد ميدانم كه رهبر تنها نيست و تا شما هستيد تنها عشق , تنها ميداندار اين عرصه است .

 امروز كساني از شهيدان سخن مي گويند كه از ديدن فشنگ نيز واهمه دارند.
كساني دم از شهادت مي زنند كه با شنيدن صداي آژير تا كفشهايشان زرد مي شود

ولي در ميدان عمل جز سكوت چيزي از آنها نمي بيني .

ما مانديم تا امروز از آنان بگوييم و فرياد برآوريم « ما از اين گردنه آسان نگذشتيم اي قوم »

ما مانديم كه نه يك هفته بلكه سالهاي سال از آنان بگوييم . چرا كه خون آنان است كه مي تپد.

و يادمان نرود كه اگر امروز در آسايش زندگي مي كنيم مديون آنانيم .

مديون حماسه هايي كه آنان آفريدند.

 يادمان نرود كه ما هنوز بايد جواب بدهيم كه « بعد از شهدا چه كرديم »

 

برگرفته از وبلاگ كربلايي۱۱۰

http://karbalaey110.blogfa.com/


لینک ثابت | نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388   ساعت 18:3   | توسط:   حاج مهدی | مطالب مرتبط

   
 
  کربلا میعاد عشق  



سرزمین کربلا میعاد عشق است                کربلای پنج ما فریاد عشق است

دلا بشنو حدیث وصل یاران                         کبوترهای بی بال دو ایوان

دلا در عاشقی چون کاوه می باش              که سر یا خدا چون او کنی فاش

درودی بر جهان آرای ایران                         صلابت پیشه و سردار شیران

گل یاس شهیدم باکری را                           به خاطر آورم در سادگی ها

شراب عشق حق در نی قلم شد                و آوینی به آن بر مقصدش شد

که همت با وضوی عشق خوابید                 میان خاک و خون در سایه ی بید

سر سجاده ی عشقش نشاندند                  شقایق وش امینی را ستاندند

سرود عشق چمران پاوه سر داد                 شمیم عشق چون من داده بر باد

خدایا در میان این عزیزان                            قریبانی که دارند سر به پایت

دریدند بی محابا جام تن را                         خریدند جان خود با کربلا را

خدایا عشق آنان راز دارد                           سراپای ترا بر ناز دارد

چه خوش کردند این هجر را وصل                در این دام بلا بردند این اصل

گذشتند و نمودند این امانت                        بدست امتی با این کفایت

که مولایش علی بر رسم عادت                   نموده ثبت اشعار شهادت

علی در یاد مردم زنده باشد                        نجف در کربلا ارزنده باشد

اگر رهبر دهد اذنی به ایثار                        دهیم جان و تن خود را به دلدار

خدایا رهبر ما را نگه دار                             بباشد سایه اش تا موعد یار



لینک ثابت | نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388   ساعت 9:42   | توسط:   حاج مهدی | مطالب مرتبط

   
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر صلوات مجاز می باشد!